۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

تو خون کسان نوشی و ما خون رزان انصاف بده کدام خونخوارتریم؟

تو خون کسان نوشی و ما خون رزان انصاف بده کدام خونخوارتریم؟


مرغ سحر ناله سر مکن ما ز آه و ناله خسته ایم. عمر مانده را چنین هدر مکن. ناله سر مکن. صورت ار به سیله رنگ خون کنی به که راز خود ز دل برون کنی. پیش دشمنان گلایه چون کنی؟ دشمنان خویش را خبر مکن. ناله سر مکن.


گفت: آنقدر مستی آنقدر مستی کز سر در افتادت کلاه. گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست. گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را. گفت: هوشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست.


بابا وزیر حق داشت میگه سفیرمون سوء تفاهم فرهنگی کرده. این نمونه یه عمل کاملا فرهنگی هست


اینو گذاشتم تا بدونین کلا هرچی از بچگی ساختیم برپایه دروغ بود. اونجوری بهمون گفتن و نشون دادن که میخاستن.


میگن توی نهرهای بهشت عسله... توی نهر های جهنم ویسکی !! گفتم در جریان باشید


با وعده بهشت و مدینه فاضله فقط میشه جهنم ساخت


کشفش کردم: کلمه دیپلمات قبلا دیپلاپات بوده که چون تعدادشون زیاد بوده میگفتن دیپلاپاتها و آروم آروم شد دیپلماتها. دیپلاپات = Deep لاپات = یعنی تو اعماق میره لاپات


چشام از جنس بارونه که میسوزوندش خورشید تو رو میبخشمت اما کسی جز من نمیبخشید تو رو میبخشمت اما نه اینکه باز برگردی میخام یادم بره کی بودیو با من چه ها کردی


این چرخ ناسازگار مرا بسته برگردن روزگار


بعد مرگم مـــــــی‌کشان گویند درمــــیخانه‌ها آن سیه مستی که خم‌ها را تهی می‌کرد کو؟


خدا را مي شناسم من از شما بهتر شما را از خدا بهتر خدا از هرچه پنداري جدا باشد خدا هرگز نمي خواهد خدا باشد نمي خواهد خدا بازيچه ي دست شما باشد که او هرگز نمي خواهد چنين آيينه اي وحشت نما باشد

ارسال یک نظر