۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد ترک تسبیح و دعا خواهم کرد وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد تا نگویند که مستان ز خدا بی خبرند

بگذار لب هایت برای بوسیدن باشد چشمانت به اندازه کافی حرف برای گفتن دارد


دلم! خوبـــــــ؟ دلـــم برات تنگ شده لعنتی


دوست عزیز من! عید فقط یه دونست اونم عید نوروز. فردا نیا بگو فلان چیزمونو عربا مصادره کردن اون یکی رو ترکیه این یکی رو فلان. مالت رو محکم نگهدار بقیه رو دزد نکن.


آن که دائم هوس سوختن ما میکرد کاش می آمد و از دور تماشا میکرد


آسمون با من و تو قهره دیگه ...


اونایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشن نه کسی از کنارشون بره حوصله دارن نازشو بخرن که برگرده.. اونا آدمای بی احساسی نیستن بی معرفت و نامرد نیستن یه روزی عاشق ترینها بودن ...اما یه کسایی وارد زندگیشون شدن که گند زدن به بــــاورهاشون به اعتمادشون به احساسشون و رفتن.


فکر کنم ما تو نسخه رایگان (Free/Trial) دنیا زندگی میکنیم اون قسمتهاش که به بقیه حال میده برای ما کار نمیکنه!


همه چی باید نازک بشه تا پاره بشه. ظلم باید کلف بشه تا پاره بشه


امروز تو تاكسي راديو قران: بر مومنين واجب است به سينه هاي همديگر چسبيده و فشار دهند، پس متوجه باشيد موقع سلام بايد با روي باز و آغوش باز با هم برخورد كنيد. پ.ن: از وقتی اینو شنیدم هوس سلام کردم اما از شانس من همه بجا سینه، سیبیل کلف داشتن امروز.


احساسی که از دیروز تا حالا بهم دست داده بخاطر شوک دلار دقیقا عین احساسیه که صبح روز اعلام نتایج انتخابات بهم دست داد. فرقش این بود که با اون به بن بست سیاسی رسیدیم با این به بن بست اقتصادی. دلم برا میدون آزادی تنگ شده.


نه خداییش کجای دنیا بر اساس نحوه ی شاشیدنت بهت ارث تعلق میگیره؟ کسی که هم آلت تناسلی مرد داشته باشد و هم آلت تناسلی زن ، بر اساس آلتی که بول (ادرار) ابتدا از آن خارج می‌شود ، ارث می‌برد ؛ پس اگر بول ابتدا از آلت مردانه‌ی او بیرون می‌آید، نصیب مرد را می‌برد و اگر ابتدا از آلت زنانه‌ی او بیرون می‌آید نصیب زن را می‌برد و در صورتیکه بول از هر دو باهم خارج می‌شود بر اساس آلتی که دیرتر بول آن قطع می‌گردد ارث می‌برد و اگر از این جهت هم فرقی میان دو آلت نبود نیمی از نصیب مرد و نیمی از نصیب زن ارث میبرد. منبع: ( کتاب لمعه دمشقیه نوشته ی شهید اول جلد دوم / ترجمه و تبیین علی شیروانی / صفحه 214 )


یک روز امام گفت: اقتصاد مال خر است. همان شد که اقتصاد را دادن دست خران.


با شیخ از شراب حکایت مکن که شیخ تا خون خلق هست شراب نمینوشد (شهریار)


از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد ترک تسبیح و دعا خواهم کرد وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد تا نگویند که مستان ز خدا بی خبرند


بیزارم از نامت به لب آوردنم یه روز سراب منو خواب منو شراب من تو بودی و تو امروز شهاب منو تاب منو عذاب من تو هستی و تو یه روز بهار منو یار منو قرار من تو بودی و تو امروز خزان منو زوال منو زیان من تو هستی و تو


قربون اون روحیه خدمتگذاریت برم. اصلا نگران نباش تنها ساعاتی رو که به مردم خدمت کردی همون ساعات شب بود که خواب بودی.


20 sسالگی تروریست بود، 25 سالگی آنارشیست 30 سالگی هم تندرو شد، 35 سالگی میانه رو 40 سالش که شد لیبرال شد، 45 محافظه کار 50 سالگی طرفدار دولت و در 55 سالگی توسط یک تروریست 20 ساله کشته شد.


من مخالفم!!!. خدایی این حرکت هایی که باهاش کردن اصلا دیپلماتیک نبود واقعا خارج از عرف دیپلماتیک ایران بود. یه حرکت دیپلماتیک ایرانی لازم داشت. مثلا انگشت کردن تو استخر برزیل یا برخورد کاملا دیپلماتیک تو کهریزک


عاغا روایت داریم ... تو جهنم ناهار دیزی با دوغ فراوون میدن، بعد از ناهار که چشات سنگین میشه و خوابت میگیره ،تا میای چرت بزنی یه فرشته بنام کرمائیل میاد، نخ میکنه تو دماغت

ارسال یک نظر