۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

بگير فطره ام، اما مخور برادر جان! که من در اين رمضان قوت غالبم غم بود!

بگير فطره ام، اما مخور برادر جان! که من در اين رمضان قوت غالبم غم بود!


گفتیم یافت می نشود جسته ایم ما گفت آن می نشود آنم آرزوست


نجف‌زاده توی طرابلس یه تابلو را نشون میده که نوشته «ساحة خضراء» یعنی «میدان سبز» بعد یکی که انگار ایرانی هم بوده با رنگ اسپری روی متن اصلی تابلو خط کشیده و بجاش نوشته «میدان الشهداء» یکی نیست به اینا بگه که اگه دارید خبرسازی میکنید لااقل ببینید توی


دیگه دل مثل قدیم عاشق و شیدا نمی شه تو کتابم دیگه اون جور چیزا پیدا نمی شه نه امیدی - چه امیدی ؟ به خدا حیف امید نه چراغی - چه چراغی ؟ چیز خوبی می شه دید ؟ نه سلامی - چه سلامی ؟ همه خون تشنه ی هم نه نشاطی - چه نشاطی ؟ مگه راهش می ده غم ؟


من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست تا ندانند حریفان که تو منظور منی


هشدار برای صغرا 11


بعضیا فكر میکنن که خيلی تيزن...! سوزنم تو همين فازا بود که نخ رفت تو كونش.

ارسال یک نظر