۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

من دقیقا ۲۰۶ تا استخون دارم که تو میتونی بشکنیشون. اونوقت توی احمق صاف میای دل منو میشکنی ؟

من دقیقا ۲۰۶ تا استخون دارم که تو میتونی بشکنیشون. اونوقت توی احمق صاف میای دل منو میشکنی ؟


یادش بخیر! حدودا 10 11 سالمون بود منو داداشم وقت ظهر میرفتیم تو صف نذری، اونم نه یه بار، غذا رو که میگرفتیم دوباره وامیستادیم تو صف بعد واسه اینکه طرف شناسایمون نکنه یه خاله هم داشتیم اون موقع ها 20 21 سالش بود دو دست لباس میاوردیم و یه قابلمه میدادیم دستش. البته از اونجا که من و داداشم شبیه هم بودیم حتی دو دست لباسم جواب نمیداد معمولا شناسایی میشدیم.


وقتی به تونل ها نگاه میکنم میفهمم حتی تو دل سنگ هم میشه راه پیدا کرد.


وقتي با اين همه گناه رسيدم اون دنيا , خودم شروع کردم به رفتن سمتِ جهنم که يه فرشته بهم گفت کجا؟! گفتم: هان؟! گفت: ايراني هستي ديگه؟! گفتم : آره....... گفت: بيا برو تو بهشت! ... گفتم: من ميدونم گناه کارمُ اول بايد برم جهنم... گفت: پس فکر کردي تو اين مدت کجا بودي؟


او شراب بوسه می خواهد ز من من چه گویم قلب پر امید را او به فکر لذت و غافل که من طالبم آن لذت جاوید ر


بعضی وقتا زندگی مثل آمپول میمونه، هرچی سفت بگیری بیشتر دردت میاد شل کن بذار راحت بره.


حالا که پابند تو هستم می گریزی پابند لبخند تو هستم می گریزی با خنده هایت زندگی می آفرینی تا دیدمت فهمیدم این را آخرینی از بوسه پرهیزم نمودی با غصه لبریزم نمودی بارون غم غرقم نموده عشقت حواسم را ربوده می گریزی می گریزی


گر به من بنگری به ستاره میرسی من همان میخکم که شکسته ام بسی.


باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست با اینکه بیتاب منی، بازم منو خط می زنی باید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی


کم تماشای ما کنید مگر به شهر شما، قسم شما را به خدا جنون عاشقی تماشا دارد بسوزد آن که هست و حاشا دارد


اینو داشته باشین بد نیست! مظفردین شاه با صداش http://storage.soundsofmychildhood.com/sounds/1103/mp3/out.mp3?1305671577


همچو سرو ایستادن در این باد نکند پاسخش تبر باشد


می دونین اشکالی نداره ما هم کورش رو دوس داریم اما یادمونم باشه اون موقع که اون تو ایران شاهنشاه بود اونور دنیا مجلس سنا داشتن!


کمی سکوت، کمی صبر، اندکی تردید همین‌که گوش به نجوا شدند سربازان صدای «ای وطن ای مرز پرگهر» آمد


تو را اینجا به صدها رنگ میجویند تو را با حیله و نیرنگ میجویند تو را با نیزه ها در جنگ میجویند تو را اینجا به گرد سنگ میجویند


خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می رود خوشا آنکه همچون تو مست از شراب الست از جهان می رود خوشا آنکه همچون تو در خواب مست به دور از غم هرچه هست از جهان می رود کسی با خود از این جهان ارمغانی نبرد خوشا آنکه همچون تو با جام و نامی به دست از جهان می رود پس از تو نه می می توان نوش کرد نه بر نغمه و سوز سازی توان گوش کرد چه فخری به خود می فروشد زمین که همچون تو رامشگری را در آغوش کرد....

ارسال یک نظر