۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

شاید انتظار داریم چیزی رو درو کنیم که نکاشتیم!

نمیدونم، شاید انتظار داریم چیزی رو درو کنیم که نکاشتیم! تو دوره حرکت های #دانشجویی بود و به قول دوستان #عرزشی هر 9 روز یه بار یه تظاهرات میشد. اون موقع ها اواخر دبیرستان بودم. یه بار بچه ها تصمیم گرفتن قاطی دانشجوها بشیم و بریم تو خیابون. کلاس رو تعطلیم کردیم و راه افتادیم. کلاس برای دبیر ادبیات بود. جلومو گرفت. گفت کجا؟ گفتم میخایم قاطی دانشجوها بشیم و #انقلاب کنیم. گفت که چی بشه؟ گفتم خوب #آزادی داشته باشیم، #دموکراسی داشته باشیم، حق و حقوقمون رو بگیریم. گفت خوبه، اما اینایی که میگی تو خونتون رعایت میشه؟ پدرت حق و حقوقتون رو رعایت میکنه؟ در مورد مادرت چطور؟ تو و خواهرت چطور؟ تو آپارتمانتون چطور؟ حق و حقوق همسایه ها؟ تو کوچه و محله چطور؟ اصلا تو همین مدرسه چطور؟ مدیر با دانش آموزا؟ دبیر با دانش آموزا؟ دانش آموزا باهم؟ دموکراسی برقراره؟ من جلوتون رو نمیگیرم اگه مشکل با تعطیلی 2 ساعت کلاس من حل میشه اشکالی نداره برین. اینو گفتم تا بگم: اگه نتیجه #مشروطه مون، انقلابمون، #انتخابات مون اونی نمیشه که انتظارشو داریم شاید باید برگردیم به خودمون و چیزی که هستیم. درسته ما یعنی خیلی از ماها حداقل از #دولت و #مجلس و .. فعلی جلوتریم اما واقعا چیزی رو که میخایم درو کنیم کاشتیم؟ خودمون همونی رو به دور بریامون میدیم که میخایم از دولتمون بگیریم؟ به ما یاد دادن مخالفمون رو تحمل کنیم؟ حق و حقوقشون رو رعایت کنیم؟ حقمون رو بخایم؟ حق دیگران رو نخوریم؟ ما چی؟ اینا رو یاد بچه ها دادیم؟ بیاین تلاشمون رو بکینم بکاریم تا بعدا بتونیم درو کنیم و ببخشیم. ببخشیم گذشتگان رو بخاطر چیزی که به ما ندادن و ببخشیم عمری رو که شاید توش نتیجه کاشته ها مون رو نتونیم درو کنیم و نهایتا ببخشیم آزادی رو، امنیت رو و حق و حقوقشون رو به نسل بعد از خودمون. 30 سال و 50 سال و 100 سال درسته همه عمر من و شماست اما تو تاریخ زیاد به حساب نمیاد. یاد بدیم چیزایی رو که یادمون ندادن. شاید به یاری ما اقبال اونا بلندتر باشه.

ارسال یک نظر