۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

من خوشم شادم نمیخواهم جز این کاری کنم من نمیخواهم به جای خوش بودن زاری کنم

#freehappyiranians #freehappyiranian من خوشم شادم نمیخواهم جز این کاری کنم من نمیخواهم به جای خوش بودن زاری کنم سرخوشم تا مهربانی در دلم جاری کنم من نمیخواهم جز این کاری کنم زاهدا خوش باش و خندان پیش ما زاری مکن می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن http://s3.picofile.com/file/7564322468/Mardom_Azari_makon.mp3.html


هر چه میخواهی بگو یا هر چی میخواهی بکن اما ریاکاری مکن، می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن مردمان را غرق رفتاری که خود داری مکن خود گرفتاری و مردم را گرفتار گرفتاری مکن گر نمیخواهد پریشان باشد او اصراری مکن ... من خوشم شادم نمیخواهم جز این کاری کنم من نمیخواهم به جای خوش بودن زاری کنم سرخوشم تا مهربانی در دلم جاری کنم من نمیخواهم جز این کاری کنم زاهدا خوش باش و خندان پیش ما زاری مکن می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن #بدحجابی


یه قانون نانوشته ای هست که میگه تا ناخوناتو بگیری بدنت شروع میکنه به خارش بعد این شدت خارش هم رابطه معکوس داره با اندازه ناخن. ناخن هرچی کوچیکتر خارش بیشتر.


#دلواپس #دلواپسی #دلواپسیم از این به بعد وقتی بگن 8 سال دفاع مقدس باید بپرسیم کدوم یکیشون؟ صدام یا احمدی نژاد


پشت سر هر ملت ناموفقی یک تفکر ایدئولوژیکه


اون احادیث و روایاتی که سینه به سینه نقل شدن، سکسی اند


تنها چیزی که بین منو تو بهم خورده گیلاسه شرابه


ای که میگویی مسلمان باش و میخواری مکن ای که خود گفتی مکن میخوارگی آری مکن هر چه میخواهی بگو یا هر چی میخواهی بکن اما ریاکاری مکن، می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن مردمان را غرق رفتاری که خود داری مکن خود گرفتاری و مردم را گرفتار گرفتاری مکن گر نمیخواهد پریشان باشد اصراری مکن دور خودکامان تمام است و جهان در فکر تدبیر مدام است و مقام و تخت شاهی بی دوام است و زهی رویای خام است و حرام اشک غم از دیدگان مردمان جاری مکن من خوشم شادم نمیخواهم جز این کاری کنم من نمیخواهم به جای خوش بودن زاری کنم سرخوشم تا مهربانی در دلم جاری کنم من نمیخواهم جز این کاری کنم زاهدا خوش باش و خندان پیش ما زاری مکن می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن


هر آن آدم که دارد زر به دنيا، زور هم دارد ولي هرکس که دارد زور و زر، مزدور هم دارد مخور هرگز فريب زرق و برق زر، که مي گويد اگر ويرانه دارد گنج، مار و مور هم دارد مزن نيش ار نداري بهره اي از نوش، اي زاهد که اين قدرت نمايي را بسي زنبور هم دارد


در شب گيسوان تو مست به خواب مي روم اي تو كه سوي خويش و من سوي سراب مي روم گاه نگاه ميكني بر منو آه مي كشم گرچه تباه ميكني عمر مرا و همچنان مست و خراب ميروم بس که پریش گشته ام در پس و پیش گشته ام دور ز خویش گشته ام در ره گیسوان تو بی تب و تاب می روم گوش نمی دهد دلم زهی خیال باطلم آگه از آنکه غافلم سوی حباب می روم

ارسال یک نظر