۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

بعضی وقتا لازمه برگردی گذشته و حلش کنی یا باهاش کنار بیای وگرنه تا آخر عمر اسیرشی.

هقِ هقِ گریه و بوسه های کوتاه و پی در پی حس دلتنگیِ قبلِ رفتن... و آغوشی که .... دیگه مال من نیست

تو روزگار سوز و دردی چه ها که با دلم نکردی مرا ز غم چو برنگردی


دلم من هواتو کرده، بغلم بکن دوباره


دو عالم را به یک بار از دل تنگ برون کردیم تا جای تو باشد یک امروزست ما را نقد ایام مرا کی صبر فردای تو باشد خوشست اندر سر دیوانه سودا به شرط آن که سودای تو باشد


میگن چنگیز خان مغول و هیتلر دو تایی روی هم اندازه ی پراید آدم نکشتند


اهل کاشانم ، روزگارم بد نیست خورده نانی ، خورده هوشی ، سر سوزن ذوقی و خدایی که در این نزدیکیست


اگه کسی بهت گفت دوستت دارم آروم بغلش کن ، نازش کن ، سرشو بذار روی شونت و یواش در گوشش بگو : اونجایی که تو درس میخوندی ما مدیر مدرسه بودیم


نصف درآمدمان را صرف خرید لباس میکنیم در حالیکه شیرین ترین لحظات عمر بدون لباسیم... (دکتر شریعتی در سفر به تایلند)


تو رفتی و دلم غمین شد. قرین آه آتشین شد. از آن شبی که بر نگشتی. جهان که شادی آفرین بود. به چشم من غم آفرین شد.


آدما عوض میشن (خوب یا بد) اگه حرفاشون قشنگه، حرفشون رو قاب کنین نه عکسشون رو.


http://www.Cheshmeh-Sar.com ساخت استخر پلیمیری با نصف هزینه بتون آماده


دیروز فهمیدم نه تنها پله های ترقی رو طی نمیکنم بلکه فقط دارم طی میکشمشون.


ای گل گمان مبر به شب جشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند. آب نطلبیده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند.


خاص نبود ، خاصش کردم ، اون بی خاصیت رو . شایدم خاص بود , اما خاصیت نداشت.


میگن سوزن فک کرد زرنگه نخ رفت تو کونش. تو خیلی زرنگتری. رو تیر چراغ برق حساب کن.


در شهر ما سزای پریدن تفنگ نیست

ارسال یک نظر